تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

دستنا و مشاهیر

    علي متقي معروف به علیار از بزرگان روستای دستنا بود.وی 94 سال سن داشته و از 40 سالگي شروع به سرودن شعر كرد. مجموعه اشعارش را در دفتري جمع آوري كرد.ايشان درخواست كرده بودند كه اين مجموعه بعد از فوتش چاپ و نشر گردد.در زیر به یکی از شعرهای زیبای ایشان اشاره می شود:

    با نخوت  و  غرور نمك به زخم كس مپاش**با تيغ حرف  و  فحش مده قلب كس خراش
    خاموش گــر كني تو چـــراغ كسي بزور**همـچون حبـاب آب مهيــاي مرگ باش
    غره مشـــو عبث بجواني  و  پول  و  مال**دنيــا كشيـده  است  براي تو خــط  و  خال
    تا امتحـان كند من  و  تو را  از  ره فريـــب**در چا كـــرده اي خود افتـــاد پــور زار
    ناخواسـته به ريشــه خود تيـشه بزدنـد**بگذاشتند اسب  و  ثـروت آن قلعه  و  حصـار
    باهوش باش گول مخــور ره راسـت رو**هـر چه كاشـتي بـه خـدا مي كنـي درو
    در پيش هست پيري  و  فرسودگي‌و مرگ**اعمـال توسـت بر تو چه نيـك  و  چه بـد
    برگ درخــت را به تعمـق نظـــــ‌‌‌‌‌ر نما**از گــبر  و   از  تعصــب بي جا بشـــو جدا
    منما جفا به خويش كه مرگ  است  دركمين**كــل النفــس ذائقــه المـوت جـز خدا
    ويرانــه هاي قلـعه خان عبـرت آور است**منزلــگاه سگان  و  شغـالان  و  كفتار است
    پاداش ظلـم  و  جــور  است  اين چنيــن**عــدل  و  عداوت  از  طـرف حـي داور است
    ديــوار خانه ابـوطالبـها به پاســــت**اين كاخ  و  قلعه گشته خراب اين چه سراست
    ايـن در ره اسـت مـتقـي  از  قدرت خدا**كوچـك بوديـم  ما   و  بزرگـي به او سزاست
     ----------------------------------------------------------------------

    سيد ابوالقاسم حسيني يكي ديگر از شاعران متعهد روستاي دستنا مي باشد که به شغل دبیری مشغول هستند.ايشان از حدود دوسالگي به سرودن شعر مبادرت ورزيد و گويا مادرش اساس شاعري وي گرديده است.به طوري كه خودش مي گويد تعداد ابیات شعرهايي كه سروده است حدود ده هزار بيت مي باشد.از قبيل مثنوي،غزل،ترجيع بند،تركيب بند،مسمط و دوبيتي.

    در شعــر رباعـي چه هنرهـا كردم**در شعر دو بيتـي  و  غزل جا كـردم
    در مثنـــويم ببـين چه غوغــــا كردم**دستي بر صاحب سخنـان وا كردم
    در فن ســـــخن محنت بي حد بردم**بس خون جگر در ره اين فن خوردم
    در صنعت اوزان  و  عــروض افسـردم**گمنـام زمان گشتـــم  و   از  غم مردم
    در شعـر اي يـار نـكو نيـــــكو بيـن**گر هست تو را حاصــ دانش آئيـن
    در رنـج  و  عذابــي حسـرت مـي وزند**تابوده چنـان بوده  و  باشد چونيـن

    از ديگر شعرا مي توان پنجعلي بخشي ن‍ژاد و فرشاد متقي را نام برد.همچنین احمد رضا صفائي از شاعران با استعداد و جوان روستا مي باشد كه تاكنون شعرهاي زيادي را در قالب هاي متفاوت سروده اند.

    ×برگرفته از کتاب" تمدن دیرینه چهار محال و بختیاری" با کمی اضافات


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1390 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :161566
  • بازدید امروز :57029
  • بازدید داخلی :3492
  • کاربران حاضر :75
  • رباتهای جستجوگر:336
  • همه حاضرین :411

تگ های برتر